شعر باران
قالب وبلاگ
جلوی آیینه می نشینم

و هفت رنگ زندگیم را

روبرویم می چینم


پشت چشمانم

سایه ای بنفش

و مژه هایم 

ریملی نیلی

خط چشمی آبی

و مدادی سبز

گونه هایی زرد

و لبانی نارنجی

و در انتها 

خط لبی قرمز

و نگاهی منتظر


آری ...

مردم خورشید را نمی خواهند

آنها فقط

رنگین کمان را دوست دارند



موضوعات مرتبط: دفتر چهارم(خورشید خانم)
[ پنجشنبه 31 مرداد1392 ] [ 17:4 ] [ طاهره بهمنی ] [ ]
به من نگاه کن

دارم پوست می اندازم

مثل جیرجیرکی کوچک

که صدایش، لالایی شبانه است

و بهانه اش، تولدی دوباره

 

جیرجیرکی که صدایش

سکوت شب را زنده می کند

ولی خودش تا صبح

جان می کَند

 

و آنگاه که روز جوانه می زند

فقط پوسته ای می ماند

یادگار شب گذشته

 

 

 


موضوعات مرتبط: دفتر چهارم(خورشید خانم)
[ جمعه 27 اردیبهشت1392 ] [ 12:44 ] [ طاهره بهمنی ] [ ]
سهم من از زندگی

تماشای آسمان

از یک چهار دیواری ست


سهم من از زندگی

خوردن خرده نانهایی

که از شب گذشته باقی ست


سهم من از زندگی

بوییدن سیبهای سرخ

میان سبدهای خالی ست


سهم من از زندگی

لمس دستهای خودم

در کوچه های تنهایی ست


سهم من از زندگی

شنیدن شرشر باران

و حسرت یک روز آفتابی ست



موضوعات مرتبط: دفتر چهارم(خورشید خانم)
[ سه شنبه 20 فروردین1392 ] [ 14:44 ] [ طاهره بهمنی ] [ ]
گرگها حمله کرده اند

باید کسی بیاید

تا چوپان بیدار شود


شترها رم کرده اند

باید کسی بیاید

تا شتربان هشیار شود


موشها گرسنه اند

باید کسی بیاید

تا گربه ی عزیزمان

زنده بماند



موضوعات مرتبط: دفتر چهارم(خورشید خانم)
[ چهارشنبه 11 بهمن1391 ] [ 17:51 ] [ طاهره بهمنی ] [ ]
یلدا

آن دختر سیاه موی بلند بالا

مدتهاست رفته است


و امروز

ننه سرما

با دستانی سرد

و گیسوانی برف رنگ

مرا در آغوش می کشد


اما خوب می دانم

خورشید در راه است

                                                 


موضوعات مرتبط: دفتر چهارم(خورشید خانم)
[ شنبه 2 دی1391 ] [ 20:45 ] [ طاهره بهمنی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است
"سهراب سپهری"

سلام به وبلاگ اشعار من خوش آمدید.
امیدوارم از خواندن این اشعار لذت برده و در صورت نیاز آنها را نقد کنید.
استفاده از این مطالب با ذکر نام نویسنده بلامانع است(باران).
امکانات وب